شما که سواد داري ، ليسانس داري ، روزنامه خونيبا بزرگون مي شيني، حرف ميزني ، همه چي مي دونيشما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگيواسه هر چي که مي گن جواب داري ، در نمي مونيبگو از چيه که من ، دلم گرفته؟راه ميرم دلم گرفته ، مي شينم دلم گرفتهگريه مي کنم ، مي خندم ، پا ميشم، دلم گرفتهمن خودم آدم بودم ، باد ز
برچسب:
نویسنده: آروین پاکدل
تاريخ: چهارشنبه
18 مرداد
1396 ساعت: 16:44